فعلا که قهرم... اگرچه شاید او اصلا قهر نیست... هرازگاهی ناخداگاه صدایش می‌زنم، یادم می‌رود که قهرم...

گاهی وقت‌ها اوضاع آنقدر هم طوفانی نیست که فکر می‌کنم... این را چند دقیقه پیش داشتم فکر می‌کردم، در یک شرایط تا حدودی (کاملا) منطقی، بعد از همان چیزی که این روزها خیلی دارد با تصمیم خودم اتفاق می‌افتد، که نباید بیافتد...