ماجرا تمام نشد و همچنان ادامه دارد و احتمال خیلی بالا اگر اتفاق غیره منتظره ای نیوفتد ادامه خواهد داشت...

امروز از ساعت حدودا ۶ شروع کردم به تمیزکاری خانه و همین حالا که مینویسم نیم ساعتی بیشتر نیست که تمام کرده ام... اگرچه کلی لباس و چیزهای دیگر هم هست که باید شستشو شود.. فردا را باید یک تلاشی بکنم و ببینم اصلا چطور میتوان از لباس شویی های ساختمان استفاده کرد... البته بعد از حدودا سه سال...

هفته پیش را که خیلی نتوانستم کار کنم... مهمان داشتم... پنج شب... اگرچه اصلا نمیشود اسمش را اصلا مهمان گذاشت... اما امیدوارم این هفته کار را حداقل تا نوشتن کامل مقاله پیش ببرم.

امیدوارم فرمان زندگی از دست در نرود...